یک تجزیه و تحلیل جهانی از مرگ و میر ناشی از بیماری های غیرواگیر منتسب به عوامل خطر رفتاری و رژیمی نشان می دهد که رژیم های غذایی کم میوه سومین عامل خطر مهم پس از فشار خون بالا (اول) و سیگار کشیدن فعال و غیرفعال (دوم) است. عوامل خطر سبک زندگی که مستقیماً یا از طریق شرایطی مانند افزایش فشار خون، گلوکز خون و کلسترول خون عمل می کنند. از بین عوامل خطر رژیم غذایی، مصرف کم میوه مهمتر از مصرف نمک زیاد در رژیم غذایی، مصرف الکل، و رژیم های غذایی کم حاوی آجیل و دانه ها، سبزیجات، غلات کامل و ماهی/غذاهای دریایی است (عزاتی و ریبولی 2013). یکی از توضیح های احتمالی برای نقش مهم میوه ها محتوای مواد مغذی گیاهی آنها، از جمله گروه اصلی به نام پلی فنول ها است. اینها اجزای طبیعی غذاها و نوشیدنی ها هستند که می توانند بر فشار خون و گلوکز خون تأثیر بگذارند و برای کاهش خطر بیماری های مزمن متابولیک مانند بیماری های قلبی عروقی و دیابت نوع 2 (T2DM) پیشنهاد شده اند. مقایسه کشمش و انگور نشان میدهد که خشککردن محتوای پلیفنلها و در نتیجه فعالیت آنتیاکسیدانی را متمرکز میکند و این در مقایسه با سایر میوههای خشک سنتی تأیید میشود (جدول 2). مقایسه کشمش و آلو خشک با انگور و آلو تازه نشان می دهد که خشک کردن بر محتوای پلی فنول های فردی تأثیر می گذارد و تفاوت های گونه ای را برجسته می کند.
فراهمی زیستی مواد مغذی گیاهی در حال حاضر به طور کلی شناخته شده است، اما مزایای آنها بر سلامت و مکانیسم های عمل همچنان بحث برانگیز است. این موارد در ابتدا در سلولهای انسانی در شرایط آزمایشگاهی مورد بررسی قرار گرفت و با مطالعات در مدلهای حیوانی آزمایشی و در داوطلبان انسان سالم و در معرض خطر تکمیل شد. اگرچه بسیاری از مواد مغذی گیاهی آنتی اکسیدان هستند، این مفهوم بر اساس مطالعات آزمایشگاهی است که محتوای آنتی اکسیدانی را به جای عملکرد ارزیابی می کند. اندازه گیری فعالیت آنتی اکسیدانی اساساً محتوای پلی فنل را نشان می دهد، به جای ارائه اطلاعات در مورد تأثیر آن بر سلامت.
مکانیسمهای عمل پلیفنلها بسیار پیچیدهتر از فعالیت آنتیاکسیدانی مستقیم است و شامل اثراتی بر سلامت رگهای خونی از طریق گشاد شدن عروق، روی فرآیندهای اکسیداتیو مختلف در سلولها مانند تولید سوپراکسید، و جذب مواد مغذی و متابولیسم انرژی، از جمله گلوکز است. تحقیقات نشان داده است که پلی فنول ها می توانند افزایش قند خون پس از صرف غذا را کاهش دهند که برای سلامتی مفید است. یک مطالعه با مقایسه بزرگسالان کم تحرک، افراد مبتلا به دیابت و ورزشکاران استقامتی نشان داد که پاسخ گلوکز به کشمش در این گروه ها تفاوت چندانی ندارد (کیم و همکاران 2008). با این حال، تنوع بسیار بیشتری در پاسخ انسولین وجود داشت، که نشان میدهد بزرگسالان سالم انسولین کمتری تولید میکنند تا پاسخ گلیسمی یکسانی به دست آورند. این امر نیاز به بررسی در سایر گروه های جمعیتی مانند افراد چاق و همچنین مقایسه پاسخ به میوه های تازه و خشک دارد.
پلی فنل ها توسط میکروبیوتای کولون و متابولیت های میکروبیوم از پلی فنل ها و سایر مواد مغذی گیاهی تخمیر می شوند، علاوه بر ترکیبات اصلی موجود در میوه های خشک، به طور بالقوه می توانند به مزایای سلامتی کمک کنند (Cardona et al. 2013). در حال حاضر اطلاعات کمی در مورد میوه های خشک وجود دارد و این موضوع دیگری برای تحقیقات آینده است.
میوه خشک و اشتها – روانشناسی میان وعده در رابطه با چاقی
روند کنونی در الگوهای غذایی نشان می دهد که میان وعده ها در همه جا فراگیرتر می شوند. یک مطالعه گزارش داد که میانگین تعداد دفعات غذا خوردن 6 بار در روز (محدوده دهک 3 تا 10) بود که منعکس کننده الگوهای غذایی نامنظم روزانه است که در طول روز پخش شده است (گیل و پاندا 2015). تنقلات با مفاهیمی مانند غذای ناسالم یا کالری خالی همراه است، و غذاهای میان وعده اغلب در زمینه از دست دادن کنترل اشتها، چاقی و مصرف بیش از حد مورد اشاره قرار می گیرند. بنابراین، انتخابهای غذایی که «میانوعدههای سالم» را تشکیل میدهند، توصیه میشوند، و شناسایی غذاهایی که به بهبود کنترل اشتها کمک میکنند، یک حوزه کلیدی تحقیق است. یکی از روشهای تحقیقات کنونی بررسی این موضوع است که آیا میوههای خشک سنتی میتوانند یک استراتژی مفید برای بهبود کنترل اشتها به دلیل خوش طعم بودن بالا و شاخص گلیسمی پایین (GI) باشند.
همه افراد در معرض خطر افزایش وزن در اثر مصرف میان وعده نیستند، اما فنوتیپهای هموستاتیک و لذتگرا در جمعیتهای چاق وجود دارد. شناسایی فنوتیپ های حساس برای کنترل اشتها و تعیین نقش رفتار میان وعده در این فنوتیپ ها موضوع تحقیق حاضر است. فنوتیپهای حساس ممکن است اشتها را از طریق سیری ضعیف، سیری شکننده، انتخابهای غذایی چاقزا، یا میل و علاقه بیش از حد ابراز کنند. یک فنوتیپ سیری پایین شناسایی شده است که با نتایج ضعیفتر کاهش وزن و تمایل بیشتر به میان وعده در صورت دسترسی به غذاهای با چگالی انرژی بالا مشخص میشود (Barkeling et al. 2007; Drapeau et al. 2013). تحقیقات همچنین یک "نوع پرخوری" را شناسایی کرده است که با مصرف مقدار زیادی غذا در مدت زمان کوتاه مشخص می شود (Bruce and Wilfley 1996) و این در 25-50٪ افراد چاق وجود دارد. یک کارآزمایی نشان داد که انرژی اضافی مصرف شده توسط "پرخوران" تقریباً به طور کامل به دلیل مصرف تنقلات، به ویژه تنقلات پرچرب و شیرین است (Dalton et al. 2013).
از این رو رویکردهای مبتنی بر غذا ممکن است به عادی سازی پاسخ های اشتهای هموستاتیک و لذت در افراد مستعد کمک کنند. وعدههای غذایی یا میانوعدههای بسیار سیرکننده که دارای فیبر، پروتئین یا حجم بالا و کم انرژی هستند، میتوانند از دست دادن کنترل اشتها را خنثی کرده و دریافت انرژی را محدود کنند. بنابراین رفتار میان وعده یک هدف مناسب برای مداخله در افراد مستعد است و انتخاب میان وعده های مناسب یک استراتژی بالقوه برای بهبود کنترل اشتها است. از ویژگی های مفید میوه های خشک سنتی به عنوان یک میان وعده مناسب می توان به شیرینی و خوش طعمی بالا، محتوای فیبر بیشتر، GI کم تا متوسط و جویدنی که باعث سیری دهانی و حسی می شود اشاره کرد. از این رو مصرف میوه خشک سنتی می تواند یک استراتژی مفید برای بهبود کنترل اشتها باشد.